X
تبلیغات
رایتل

ملودی قلب من

Anathema - The Lost Song Part 2




In a lifetime there’s a moment

To awaken

در طول زندگی، لحظه ای مختص

برای بیداری هست ...

To the sound of your heartbeat

Unbroken

بیداری ای که سببِ آن، صدای

تپش قلب تو ـست ...

And you’re free now

And I will remain

Still dreaming

و اکنون رهایی ازآن تو ـست

و من همچنان

در رویا به سر می برم ...

Alive and aware

The love that I once believed in

زنده و پویا است

عشقی که زمانی، به آن اعتقاد داشتم

And one day you’ll feel me

A whisper upon the breeze

And I’ll watch you stand there

Unafraid

و روزی وجود مرا حس خواهی کرد

همچون نجوایی بر فراز نسیم

و من نظاره گر تو خواهم بود

در حالی که بدون ترس ، در جای خود ایستاده ای

And I’ll speak to you silently

And know that you’ll hear me

The feeling is more than I’ve ever known

و من به آرامی با تو سخن خواهم گفت

و حتم دارم که نجوای مرا میشنوی

این حس، فراتر از چیزی ـست که تجربه کرده ام

And one day you’ll feel me

In a whisper upon the breeze

And I’ll watch you stand there

Unafraid

و روزی وجود مرا حس خواهی کرد

همچون نجوایی بر فراز نسیم

و من نظاره گر تو خواهم بود…

در حالی که بدون ترس، در جای خود ایستاده ای

And I’ll speak to you silently

And know that you’ll hear me

و من به آرامی با تو سخن خواهم گفت

و حتم دارم که نجوای مرا میشنوی

Come back to me

Please believe

به سوی من بازگرد

خواهشا” باور کن…

The feeling is more than I’ve ever known

این حس، فراتر از چیزی ـست که تجربه کرده ام

I can’t believe it was just an illusion

باورش برایم ممکن نیست، وهمی بیش نبود



The Lost Song Part 2




برچسب‌ها: Anathema
تاریخ ارسال: سه‌شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 09:09 ب.ظ | نویسنده: Mr.Hani 1 نظر

Anathema - Crestfallen

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 12:20 ب.ظ | نویسنده: Mr.Hani 3 نظر

Anathema - They Die

تاریخ ارسال: چهارشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 04:19 ب.ظ | نویسنده: Mr.Hani 2 نظر

Anathema - A Simple Mistake


Think for yourself you know what you need in this life

به خودت فکر کن، تو می دانی که از زندگی چه می خواهی
see for yourself and feel your soul come alive tonight
به خودت نگاه کن، و حس کن ،که روحت امشب زنده خواهد شد
here in moments we share, trembling between the worlds we stare
اینجا در این لحظه ما تقسیم می کنیم
لرزان بودن میان جهانهایی که به آنها خیره می شویم (ستاره ها)
out at starlight enshrined, veiled like diamonds in..
بیرون از محدوده نور ستارگان، پوشانده شده ایم مانند الماس
...time could be the answer, take a chance, lose it all
زمان می تواند پاسخ بدهد، بختت را امتحان کن، همه چیزت را بباز
it's a simple mistake to make to create love and to fall
درگیر عشق شدن برای سقوط ، یک اشتباه ساده است،
so rise and be your master you don't need to be a slave
  پس برخیز و سرور خودت باش، تو احتیاج نداری که بنده
of memory ensnared in a web, in a cage
خاطرات بدام افتاده در تار عنکبوت و قفست باشی
I've found my way to fly free from the constraints of time
من پیدا کرده ام راهم را برای آزاد پرواز کردن بر فراز تهی از زمان
I have soared through the sky seen life far below in mind
من اوج گرفته ام از میان آسمان و دیدم  زندگیم را بسیار دورتر از آنچه در ذهنم بود
breathed in truth, love, serene, sailed on OCEANS OF BELIEF
تنفس کردم حقیقت را ، عشق را، آرامشی نورانی را، 

و حرکت کردم در اقیانوسهایی از باورها

searched and found life inside, we're not just a moment in time...
جستجو و پیدا کردم زندگی را در درون، ما یک لحظه در زمان نخواهیم ماند
....could be the answer, take a chance lose it all
زمان می تواند پاسخ بدهد، بختت را امتحان کن، همه چیزت را بباز
it's a simple mistake to make to create love and to fall
درگیر عشق شدن برای سقوط ، یک اشتباه ساده است
so rise and be your master you don't need to be a slave
  پس برخیز و سرور خودت باش، تو احتیاج نداری که بنده
of memory ensnared in a web, in a cage

خاطرات بدام افتاده ،در تار عنکبوت و قفست باشی


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 24 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 01:03 ق.ظ | نویسنده: Mr.Hani 7 نظر

Anathema - Dreaming Light


Suddenly... life has new meaning
سرانجام زندگی معنایی تازه پیدا کرد
Suddenly... feelling is being
سرانجام احساس تازه ای دارم
And you shine inside
و تو از درون درخشیدی
And love stills my mind like the sunrise
و عشق در ذهن من  همانند طلوع آفتاب خواهد ماند
Dreaming light of the sunrise
رویایی از نور در طلوع آفتاب
 
And suddenly
و سرانجام
I don't have to be afraid
من مجبور نیستم دیگه بترسم
Suddenly
سرانجام
It all falls into place
همه چیز در یکجا اتفاق اقتاد
And you shine inside
و تو از درون درخشیدی
And love stills my mind like the sunrise
و عشق در ذهن من  همانند طلوع آفتاب خواهد ماند
Dreaming light of the sunrise
رویایی از نور در طلوع آفتاب
Dreaming light and...
رویایی از نور و...
I feel you but I don't really know you
من احساست می کنم اما واقعآ نمیشناسمت
I dreamed of you from the moment I saw you
من خواب تو رو دیدم که برای چند لحظه نگاهت کردم
And I've seen the sunrise in your eyes
و من طلوع آفتاب رو در چشمانت دیدم
The sky... the sea... the light
آسمان ... دریا ... نور
So live your dream beneath the northern horizon
 در زیر افق شمالی با آرزوهایت زندگی کن
Be at peace, set your heart in flight again
برای این خوبی ها ، قلبت رو دوباره به پرواز در بیار
For the light is truth...
درباره روشنایی این حقیقتی است...
The light is you...
که اون روشنایی تو هستی



Download



تاریخ ارسال: چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 12:57 ق.ظ | نویسنده: Mr.Hani 5 نظر

Anathema - Lost Control


Lost Control

Life.. has betrayed me once again
I accept that some things will never change.
I've let your tiny minds magnify my agony
and it's left me with a chemical dependency for sanity.

Yes, I am falling... how much longer 'till I hit the ground?
I can't tell you why I'm breaking down.
Do you wonder why I prefer to be alone?
Have I really lost control?

I'm coming to an end,
I've realized what I could have been.
I can't sleep so I take a breath and hide behind my bravest mask,
I admit I've lost control
Lost control...

کنترل از دست رفته

زندگی...باری دیگر به من خیانت نمود!
پذیرفته ام که برخی چیزها هرگز تغییر نخواهند یافت!
اجازه دادم افکار ریزت جان کندنم را زیر ذره بین قرار دهند!
و این (افکار تو) مرا همراه یک اعتیاد برای ذهنم ترک گفتند!

بله. سقوط می کنم...چه مدت طول خواهد کشید تا به زمین برخورد کنم؟!
نمی توانم به تو بگویم که به چه دلیل ناگهان سقوط می کنم (در هم می شکنم)!
آیا در شگفتی که چرا ترجیح می دهم تنها باشم؟!
آیا واقعاً کنترلم را از دست داده ام؟!

به سمت یک فرجام می آیم!
آنچه میتوانسته ام باشم را درک کرده ام!
نمی توانم بخوابم بنابراین نفسی می گیرم و در پشت دلیرترین نقابم(ماسکم)مخفی می شوم!
اقرار می کنم که کنترلم را از دست داده ام!
کنترل از دست رفته...


تاریخ ارسال: جمعه 9 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 12:59 ق.ظ | نویسنده: Mr.Hani 5 نظر

Anathema - A Simple Mistake




تاریخ ارسال: سه‌شنبه 24 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 01:35 ق.ظ | نویسنده: Mr.Hani 3 نظر

Anathema - Far Away




تاریخ ارسال: دوشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 12:50 ب.ظ | نویسنده: Mr.Hani 2 نظر
( تعداد کل: 33 )
   1      2     3     4     5   >>
صفحات