X
تبلیغات
رایتل

ملودی قلب من

Anathema - Leave No Trace 2008

موزیک سوم از آلبوم جدید آناتما .Leave No Trace اجرای جدید.



تاریخ ارسال: چهارشنبه 29 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 12:04 ق.ظ | نویسنده: Mr.Hani 0 نظر

Anathema - A Natural Disaster 2008

چه فرقی داره...موزیک دوم آناتما به اسم A Natural Disaster از آلبوم Anathema - Hindsight 2008.خیلی زیباست.


its been a long cold winter without you
i've been crying on the inside over you
just slipped through my fingers as life turned away
its been a long cold winter since that day
its hard to find
hard to find
hard to find the strength now but i try
and I don't want to
don't want to
don't want to speak now
of what's gone by
Cos no matter what i say
no matter what i do
i cant change what happened
No matter what i say
no matter what i do
i cant change what happened
You just slipped through my fingers
and i feel so ashamed
You just slipped through my fingers
and i have paid
Cos no matter what i say
no matter what i do
i cant change what happened
No matter what i say
no matter what i do
i cant change what happened
no no I can't change
just slipped through my fingers
and i feel so ashamed
You just slipped through my fingers
and i have paid

بلایای طبیعی

بدون تو این زمستون خیلی سرده

من تو خودم برای تو گریه می کنم

همه انگشتام مثل وقتی که می خوام جون بدم داره می لرزه

بعد از اون روز این زمستون خیلی سرده

این سخته که بتونی دووم بیاری

سخته که بتونی دووم بیاری

سخته که بتونی الان دووم بیاری، اما من سعی خودمو کردم

و الان نمی خوام

نمی خوام

نمی خوام که بهم بگن بفرمایید الان صحبت کنید

از کسی[جیزی] که رفته

چون مهم نیست چی میگم

مهم نیست چیکار می کنم

چیزی رو که اتفاق افتاده نمی تونم تغییر بدم

مهم نیست چی میگم

مهم نیست چیکار می کنم

چیزی رو که اتفاق افتاده نمی تونم تغییر بدم

تو فقط باعث لرزش همه انگشتام میشی

و من خیلی احساس شرمندگی می کنم

تو فقط باعث لرزش همه انگشتام میشی

و من باید تاوانشو بپردازم

چون مهم نیست چی میگم

مهم نیست چیکار می کنم

چیزی رو که اتفاق افتاده نمی تونم تغییر بدم

مهم نیست چی میگم

مهم نیست چیکار می کنم

چیزی رو که اتفاق افتاده نمی تونم تغییر بدم

نه نه نمی تونم تغییر بدم

فقط باعث لرزش همه انگشتام میشی

و من خیلی احساس شرمندگی می کنم

تو فقط باعث لرزش همه انگشتام میشی

و من باید تاوانشو بپردازم.


تاریخ ارسال: دوشنبه 27 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 12:37 ق.ظ | نویسنده: Mr.Hani 0 نظر

Anathema - One Last Goodbye 2008

گروه محبوب من یعنی آناتما به تازگی آلبومی به اسم Hindsight منتشر کردن، که آهنگ های قدیمی این گروه در این آلبوم بازنگری شده.اولین آهنگ از این آلبوم که بسیار زیباست را به شما تقدیم  می کنم. 

 

One Last Goodbye
وداع واپسین


How I needed you
How I grieve now you're gone
In my dreams I see you
I awake so alone

چقدر به تو نیازمندم
چه اندازه از رفتن تو غمگینم
در رویاهایم می‌بینمت
چه تنها برمی‌‌خیزم

I know you didn't want to leave
Your heart yearned to stay
But the strength I always loved in you
Finally gave way

می‌دانم که نمی‌خواستی بروی
قلبت مشتاق ماندن بود
اما آن قدرتی که همیشه در تو دوست می‌داشتم
بالاخره راه را برگزید

Somehow I knew you would leave me this way
Somehow I knew you could never stay
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
And I grieve

انگار می‌دانستم مرا اینگونه ترک می‌کنی
انگار می‌دانستم که هرگز نمی‌توانی بمانی
و در نور آغازین صبح
پس از شبی آرام و ساکت
قلبم را خواهی برد
و من اندوهگین می‌شوم

In my dreams I can see you
I can tell you how I feel
In my dreams I can hold you
And it feels so real

در رویاهایم تو را می‌توانم ببینم
می‌توانم احساسم را به تو بگویم
در رویاهایم می‌توانم نگاهت دارم
و این احساس چه اندازه واقعی می‌نماید

I still feel the pain
I still feel your love
I still feel the pain
I still feel your love

من هنوز درد را حس می‌کنم
هنوز عشق تو را احساس می‌کنم
من هنوز درد را حس می‌کنم
هنوز عشق تو را احساس می‌کنم

Somehow I knew you could never, never stay
And somehow I knew you would leave me
And in the early morning light
After a silent peaceful night
You took my heart away
I wished, I wished you could have stayed

انگار می‌دانستم تو هرگز ، هرگز نمی‌توانستی بمانی
و انگار می‌دانستم که ترکم خواهی کرد
و در نور آغازین صبحگاه
پس از شبی ساکت و آرام
تو قلبم را بردی
آرزو می‌کنم (ای کاش) ، ای کاش تو می‌توانستی بمانی

 

تاریخ ارسال: جمعه 24 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 09:39 ب.ظ | نویسنده: Mr.Hani 2 نظر

BraveHeart - WALLACE COURTS MURRON

موزیک بسیار زیبای فیلم BraveHeart . مثل خواب گذشت...سال 1995 ،یعنی تقریبآ 14 سال پیش.من او موقع 10 سالم بود !



تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 23 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 10:29 ق.ظ | نویسنده: Mr.Hani 0 نظر

Secret Garden - Sigma

همه انگشتام مثل وقتی که می خوام جون بدم داره می لرزه،مهم نیست چی میگم،مهم نیست چیکار می کنم،چیزی رو که اتفاق افتاده نمی تونم تغییر بدم...و من باید تاوانشو بپردازم...و من قسم میخورم که هرگز نفهمیدم که این اتفاقات چگونه اتفاق افتاد...حق با تو بود،من آدم نبودم. یک موزیک زیبا از گروه Secret Garden.  

  

تاریخ ارسال: شنبه 18 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 11:14 ب.ظ | نویسنده: Mr.Hani 2 نظر

THE GRAN MAN - کوروش یغمایی

 


می آمد از برج ویران، مردی که خاکستری بود

خرد و خراب و خمیده؛ تمثیل ویران‌تری بود

مردی که در خواب‌هایش، همواره یک باغ می‌سوخت

آن‌سوی کابوس‌هایش، خورشید نیلوفری بود

وقتی که سنگ بزرگی‌، بر قلب آینه می‌زد

می‌گفت خود را شکستم، کان خود نه من؛ دیگری بود!

می‌گفت با خود:

کجا رفت آن ذهن پالوده‌ی پاک

ذهنی که از هرچه جز مهر، بیگانه بود و بری بود

افسوس از آن طفل ساده که برگ برگ کتاب‌اش، زیبا و رنگین و روشن؛ تصویر خوش‌باوری بود

طفلی که تا دیوها را مثل سلیمان ببندد، تنهاترین آرزویش، یک قصه انگشتری بود

افسوس از آن دل که بعد از پایان هر قصه، تا صبح مانند نارنجِ جادو، آبستن صد پری بود

دردا که دیری‌ست دیگر، شور سحرخیزی‌اش نیست

آن چشم‌هایی که هر صبح، خورشید را مشتری بود

دردا که دیری‌ست دیگر، زنگ کدورت گرفته‌ست

آیینه‌ای کز زلالی، صد صبح روشنگری بود

اکنون به زردی نشسته‌ست، از جرم تخدیر و تدخین

انگشت‌هایی که یک روز، مثل قلم جوهری بود.

تاریخ ارسال: جمعه 17 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 01:34 ق.ظ | نویسنده: Mr.Hani 2 نظر

Anathema - Are You There

 

Are You There
Are you there
Is it wonderful to know
All the ghosts...
All the ghosts...
Freak my selfish out
My mind is happy
Need to learn to let it go
I know you'd do no harm to me
آیا تو آنجا خواهی بود؟
شگفت آور است اگر بدانم
تمامی ارواح ...
تمامی ارواح ...
خودپسندی مرا به وحشت می اندازند
ذهن من شاد است
باید بیاموزم چگونه رهایش کنم
میدانم که تو هیچ آسیبی به من وارد نمی کنی
But since you've been gone I've been lost inside
Tried and failed as we walked by the riverside
And I wish you could see the love in her eyes
The best friend that eluded you lost in time
Burned alive in the heat of a grieving mind
اما از زمانی که تو رفته ای ، از درون گم شده ام
همانطور که از کنار رودخانه قدم میزدیم ، سعی می کردم و شکست می خوردم
آرزو دارم که تو می توانستی عشق را در چشمانش ببینی
بهترین دوستی که تو را رها کرد تا در زمان سرگردان شوی
در حرارت یک ذهن اندوهناک ، زنده زنده سوختم
?But what can I say now
It couldn't be more wrong
Cos there's no one there
Unmistakably lost and without a care
Did we lose all the love that we could have shared
And its wearing me down
And its turning me round
And I can't find a way
Now to find it out
Where are you when I need you...
Are you there
اما چه می توانم بگویم اکنون
دیگر نمی تواند ازاین اشتباه تر باشد
زیرا دیگر کسی آنجا نیست
بی تردید سرگردان و بدون مراقبت
آیا همه عشقی را که می توانستیم داشته باشیم ، از دست دادیم ؟
و این مرا فرسوده می کند
و این مرا می گرداند(سرگردان می کند)
و نمیتوانم راهی بیابم
اکنون تا پی ببرم
که کجایی وقتی به تو نیاز دارم...

آیا تو آنجایی؟


تاریخ ارسال: چهارشنبه 15 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 10:46 ب.ظ | نویسنده: Mr.Hani 0 نظر

Soheil Nafisi - Paria

این آهنگ را از دست ندین (ندهید!) یک کار بی نظیر مانند تمام کارهای سهیل نفیسی.    

 

یکی بود یکی نبود
زیرِ گنبدِ کبود
لُ-خت و عور تنگِ غروب سه تا پری نشسّه بود.

گیسِ شون قدِ کمون رنگِ شبق
از کمون ُبلَن تَرَک
از شبق مشکی تَرَک. 

زار و زار گریه می کردن پریا
مثِ ابرایِ باهار گریه می کردن پریا. 

از افق جیرینگ جیرینگ صدای زنجیر می اومد
از عقب از توی برج ناله ی شبگیر می اومد...

پریا هیچ چی نگفتن، زار و زار گریه میکردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا

« ـ پریای نازنین
چه تونه زار می زنین؟
توی این صحرای دور
توی این تنگ غروب
نمی گین برف میاد؟
نمی گین بارون میاد؟
نمی ترسین پریا؟
نمیاین به شهر ما؟ 

شهر ما صداش میاد، صدای زنجیراش میاد 

امشب تو شهر چراغونه
خونه ی دیبا داغونه
مردم ده مهمون مان
با دامب و دومب به شهر میان
داریه و دمبک می زنن
می رقصن و می رقصونن
غنچه ی خندون می ریزن
نُقل بیابون می ریزن
های می کشن
هوی می کشن:
« ـ شهر جای ما شد!
عید مردماس، دیب گله داره
دنیا مال ماس، دیب گله داره
سفیدی پادشاس، دیب گله داره
سیاهی رو سیاس، دیب گله داره ...»
 پریا هیچ چی نگفتن، زار و زار گریه می کردن پریا
مث ابرای باهار گریه می کردن پریا ... 

خوب، پریای قصه!
مرغای پرشیکسّه!
آبِ تون نبود، دونِ تون نبود، چائی و قلیون تون نبود؟
کی بتون گفت که بیاین دنیای ما، دنیای واویلای ما
دنیای ما قصه نبود
پیغوم سر بسّه نبود.
دنیای ما خار داره
بیابوناش مار داره
هر کی باهاش کار داره
دلش خبردار داره! 

دنیای ما - هی ،هی ، هی !
عقب آتیش – لی ، لی ، لی !
تو قلب شب که بد گله آتشی بازی چه خوشگله! 

آتیش! آتیش! - چه خوبه!
حالام تنگ غروبه
چیزی به شب نمونده
به سوز تب نمونده
به جستن و واجَستن
تو حوض نقره جَستن...


(لینک درست شد)
تاریخ ارسال: جمعه 10 آبان‌ماه سال 1387 ساعت 10:11 ق.ظ | نویسنده: Mr.Hani 2 نظر
( تعداد کل: 11 )
   1      2   >>
صفحات